اخباراقتصاد کلان

گشایش اقتصادی یا ..؟

شخصا از شرایط کلی کشور یک چیز را به تجربه آموخته ام، ما در نامگذاری‌های حماسی، صحبت کردن‌های روحیه‌بخش و کلا رجز خوانی اقتصادی گوی رقابت را از مرفه ترین و قوی ترین کشورهای جهان با اختلاف ربوده ایم همین چند ماه پیش که بزرگترین قدرت های جهان از پیامدهای مخرب و گسترده کرونا صحبت میکردند ما هنوز شروع نشده به مردم نوید پیروزی میدادیم نتیجه این شد که یکی از بیشترین نرخ های مرگ و میر جهان را ثبت کردیم و هر روز لباس های بیشتری بر قبرهای آهکیِ غریبانه‌یِ مردانی که روزگاری نام‌های بزرگی برای خود بوده اند آتش زده می‌شود. به راستی از مردمان نجیبمان مشتی آهک برای آیندگان گذاشتیم.

گشایش اقتصادی و خوش‌بین ها !

چند روز پیش در یک حرکت هماهنگ تعداد زیادی از سران حکومت نوید یک گشایش اقتصادی را به مردم دادند. از ساعات اولیه حدس و گمانها شروع شد خوش‌خیال‌ها سریع به سراغ بازگشایی درهای پلمپ شده ی تجارت ایران رفتند و برای چند ساعتی هم شده باور کردند ممکن است کمی از فشار تحریم ها کاسته شود و یا fatf در ایران تصویب شود و ما اولین قدم و پیش زمینه ای ترین حرکت برای بازسازی اقتصاد نابود شده مان را انجام بدهیم اما ایران سالهاست به سرزمین ناامید کننده خوشبین ها تبدیل شده است.

تئوری 200 میلیون بشکه نفتی !

در گوشه ای دیگر ازین جو روانی اقتصادی خبر از پیش فروش نفت آن هم به میزان 200 میلیون بشکه به گوش میرسد به طرز عجیبی این خبر غریب است!! کشوری که رسما در بازه ای از زمان صادرات صفر نفتی داشته است و با تمام هارت و پورت ها بازهم کشتی هایش را کشورهای مختلف در بنادر مختلف زمینگیر میکرده اند می‌خواهد 200 میلیون بشکه نفت پیش فروش کند ؟؟ چه کشوری حاضر است چنین ریسکی را آن هم در چنین بازار پرعرضه ای از نفت قبول کند ؟ به چه قیمتی اصلا باید ثروت ملی‌مان و سهم فرزندانمان را به آتش بکشیم که کسی حاضر به خرید باشد 10 دلار 20 دلار … چقدر ؟ چگونه قرار است عواید حاصل از فروش به کشور برگردد از طریق سیستم بانکی تحریم شده و یا دلال‌های امثال بابک زنجانی ؟ مگر پول قرار دادهای قبلی مان با کره و دیگر کشورها را پس گرفتیم که این بار زورمان به این مشتری احتمالا سرخ (اهل فن میدانند چه کسی را میگویم ) برسد ؟
البته در کنار و گوشه از روش های خیلی عجیب دیگری برای واگذاری این 200 میلیون بشکه مانند عرضه در بورس و … هم چیزهایی شنیده میشود که دعا میکنیم شوخی های رسانه ای باشند وگرنه به نظر این روشهای تخیلی برای اقتصاد مجنون ما نیز کمی بدمستی است.

نتیجه گیری

من به تجربه آموختم که از سیستم با مشکلات اساسی انتظار اتفاقات خوب داشتن مانند این است که بذر در بیابان بکارید و انتظار باران داشته باشید شاید یک بار معجزه شد و از آسمان آبی بارید اما آن بیابان با آن وضعیت هیچوقت گلستان نمیشود بلاشک البته من اینها را به تجربه آموخته ام و در واقع از راه سخت و دردناک آزمون و خطا یادگرفته ام دوست داشتم بنویسم شاید کسی درد کمتری را برای آموختنش متحمل شود.

شاید در هفته های آتی کمی دلار به بازار تزریق شود و یکی دو قرارداد و سند دهان پر کن امضا شود اما سرآخر اتفاق خاصی احتمالا در انتظار اقتصاد نیست و در بلند مدت در این مسیر سقوط پر شتاب تاثیر خاصی نیز نخواهد داشت
سخن آخر و مهمتر از همه اینکه هیچ گشایش و پیشرفت طولانی مدت و پایداری در انتظار ما نیست تا وقتی بنیادهای فکری خودمان را تغییر ندهیم و درکنار جهان همراه با جهان برای پیشرفت همه جهان با دوستی تلاش نکنیم درغیر این صورت شاید گاه گاه کوتاه بارانی بر این بیابان ببارد اما گلستان تنها سراب است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا